تسلیت عرض می کنم.
الهی شکرت.امروز روز خوبی داشتم.مدرسه که رفتم بچه های یه کلاس که خیلی دوستشون دارم با ذوق اومدن تو سالن که بینمشون. خودمم دلم براشون تنگ ده بود.درسم و که دادم نمره های پایانی شون و خوندم .خیلی خوب نمره گرفته بودن.درس دادم با دقت گوش دادن.ده دقیقه وقت اضافه آوردیم عکسای شلمچه رو که اردو رفته بودند نشون دادند. خیلی با هم شوخی کردیم.بسیار پاک و مودب هستند.مثل بچه های کوچولو هستند.خیلی دوستشون دارم.![]()
خداجونم اینکه حرفی نزدم به خاطر این بود که از خودم ناراحت بودم.ولی خیلی دلم برات تنگیده بود.الان تمام قد سلام میدم.
خدا جونم شما و امام زمانم و خیلی دوست دارم.
الان یه شاگردم بهم پیام داد.بچه خوبیه.امسال کنکور داره.![]()
دارم برگه تصحیح می کنم. اصلا هم این کار و دوست ندارم.فردا باید نمرات و تحویل بدم.![]()
میل بنده طالب زاری کند
چاپ این مطلب|
ارسال این مطلب|
به گزارش اخبار مهندسی صنایع ایران، بنا بر اعلام انجمن ایرانی تحقیق در عملیات این انجمن در نظر دارد ” دومین مسابقه تحقیق در عملیات دانشجویی کشور ” را همزمان با ششمین کنفرانس بینالمللی انجمن ایرانی تحقیق در عملیات برگزار نماید. این انجمن از دانشجویان گروههای علمی “ریاضی ” ، ” صنایع” و “مدیریت” دانشگاه های کشور در گرایشهای مرتبط با رشته تحقیق در عملیات جهت شرکت در این مسابقه دعوت نموده است.
دومین دوره مسابقه دانشجویی تحقیق در عملیات ۱۷ اردیبهشت ماه ۹۲ برگزار خواهد شد، علاقه مندان به کسب اطلاعات بیشتر می توانند به آدرس های زیر مراجعه نمایند.
سوغات شام
سوغات شام
«چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام»
«خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام»
گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام
اشک، سرخ، چهره زرد و تن سیاه و موسفید
اینهمه سوغات از شام خراب آورده ام
اشک می بارم ز داغ چارساله دخترت
گر چه پرپر شد گلت با خود گلاب آورده ام
همرهم زین العباد این حجت دادار را
جان و تن مجروح از بزم شراب آورده ام
آموخته هایی تاثیرگذار از چارلی چاپلیـن
آموخته ام که ... مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.
آموخته ام که ... هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.
آموخته ام که ... همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.
آموخته ام که ... مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم.
آموخته ام که ... گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.
آموخته ام که ... راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.
آموخته ام که ... زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هرچه به انتهایش نزدیکتر میشویم سریعتر حرکت میکند.
آموخته ام که ... پول شخصیت نمی خرد.
آموخته ام که ... تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.
آموخته ام که ... خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.
آموخته ام که ... چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.
آموخته ام که ... این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.
آموخته ام که ... وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.
آموخته ام که ... هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.
آموخته ام که ... زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام که ... فرصتها هیچگاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب میکند.
آموخته ام که ... لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.



سلام.مخاطب اصلی من خداست و خودم.